تبليغاتX
مدار 29 درجه

آموزش و پرورش، کليد فتح آينده است و از دير باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان هاي فردا را تربيت کند و نسل امروز را براي زندگي در جامعه ي فردا آماده سازد. بنابراين ضرورت دارد برنامه ريزان و سياست گذاران آموزشي، معلمان و مسوولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضيات زندگي فردا را بشناسند تا بتوانند دانش و بينش لازم را در کودکان و جوانان براي فعاليت در جامعه فردا پرورش دهند . در راستاي اين سياست، شناسايي ويژگي هاي آموزش و پرورش کارآ و اثر بخش از اهميت خاصي برخوردار است.

تغيير در ساختار سيستم آموزش از صورت نظام بسته و مکانيکي و تحول آن به شکل ارگانيک، پويا ، باز و انعطاف پذير ، امري غير قابل انکار است. در اين حالت ، تعليم و تربيت، همه ي ابعاد شخصيت و تمامي لايه هاي زندگي فردي و اجتماعي را در برمي گيرد. همان مفهومي که سازمان يونسکو با عنوان كلي " يادگيري گنج درون " ، بر چهار ستون "يادگيري زيستي" ،"باهم زيستن " ، " انجام دادن " و " دانستن " ياد کرده است و اخيراً آن را در سه حيطه ي موسوم به سه( H ) يعني سر " " Head، قلب "  Heart" و دست " Hand " ، تعريف کرده است.

" سر " به منزله ي پايگاه انديشه، تفکر و عقلانيت، "قلب " به منزله ي کانون عشق و مهر و ايمان و " دست " به منزله ي توانستن و انجام دادن و کسب مهارت هاي ضروري زندگي ، تلقي شده اند.

محتواي برنامه ريزي آموزشي در سيستم تعليم و تربيت نوين به تناسب ويژگي هاي اقليمي و با حفظ سياست هاي کلي آموزش و پرورش بايستي قابليت انعطاف داشته باشد و برنامه ريزي اقتضايي، جايگزين برنامه ريزي ايستا و انجمادي گردد. در منطق تعليم و تربيت نوين، هر کس، شخصاً حاکم و عامل ترقي فرهنگي و اخلاقي خويش خواهد بود و خود آموزي، خود رهبري و خودگرداني در فرآيند يادگيري تقويت مي شود. در واقع، فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازي و بازآفريني مي شوند.


بقیه در صفحه بعد
+ قلمی شد در  یکشنبه پنجم آبان 1387   توسط امرالله دهقان  |