تبليغاتX
مدار 29 درجه - آموزش و پرورش، کليد فتح آينده

آموزش و پرورش، کليد فتح آينده است و از دير باز انتظار از آموزش و پرورش آن بوده که انسان هاي فردا را تربيت کند و نسل امروز را براي زندگي در جامعه ي فردا آماده سازد. بنابراين ضرورت دارد برنامه ريزان و سياست گذاران آموزشي، معلمان و مسوولان آموزش و پرورش، الزامات و مقتضيات زندگي فردا را بشناسند تا بتوانند دانش و بينش لازم را در کودکان و جوانان براي فعاليت در جامعه فردا پرورش دهند . در راستاي اين سياست، شناسايي ويژگي هاي آموزش و پرورش کارآ و اثر بخش از اهميت خاصي برخوردار است.

تغيير در ساختار سيستم آموزش از صورت نظام بسته و مکانيکي و تحول آن به شکل ارگانيک، پويا ، باز و انعطاف پذير ، امري غير قابل انکار است. در اين حالت ، تعليم و تربيت، همه ي ابعاد شخصيت و تمامي لايه هاي زندگي فردي و اجتماعي را در برمي گيرد. همان مفهومي که سازمان يونسکو با عنوان كلي " يادگيري گنج درون " ، بر چهار ستون "يادگيري زيستي" ،"باهم زيستن " ، " انجام دادن " و " دانستن " ياد کرده است و اخيراً آن را در سه حيطه ي موسوم به سه( H ) يعني سر " " Head، قلب "  Heart" و دست " Hand " ، تعريف کرده است.

" سر " به منزله ي پايگاه انديشه، تفکر و عقلانيت، "قلب " به منزله ي کانون عشق و مهر و ايمان و " دست " به منزله ي توانستن و انجام دادن و کسب مهارت هاي ضروري زندگي ، تلقي شده اند.

محتواي برنامه ريزي آموزشي در سيستم تعليم و تربيت نوين به تناسب ويژگي هاي اقليمي و با حفظ سياست هاي کلي آموزش و پرورش بايستي قابليت انعطاف داشته باشد و برنامه ريزي اقتضايي، جايگزين برنامه ريزي ايستا و انجمادي گردد. در منطق تعليم و تربيت نوين، هر کس، شخصاً حاکم و عامل ترقي فرهنگي و اخلاقي خويش خواهد بود و خود آموزي، خود رهبري و خودگرداني در فرآيند يادگيري تقويت مي شود. در واقع، فرهنگ ها و ارزش ها از نو بازسازي و بازآفريني مي شوند.

 آموزش و پرورش کارآ و اثربخش در آينه ي تجارب ساير کشورها :

مسلما" يکي از مهم ترين ارکان پيشرفت هر جامعه، آموزش و پرورش آن جامعه است و تجربه نشان داده که چگونگي وضعيت آموزش و پرورش در کشورهاي مختلف، در مسير رشد و يا انحطاط هر کشور در طول حيات تاريخي آن، تاثيرگذار است. جامعه پيشرفته، قطعا" از سيستم آموزشي مدرن و مترقي برخوردار است و اين سيستم مترقي، مسلما در ابعاد مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي مذهبي و اخلاقي تاثيرگذار است.

در اين راستا ، مطالعه ي تجارب علمي و عملي کشورهايي که در اين زمينه، اقدامات مثبت و موقعيت مناسبي داشته اند، مفيد و مؤثر است. البته استفاده از تجارب مفيد ديگران به شرطي مثمرثمر خواهد بود که انديشه ها و آرمان هاي ملي فراموش نشود. يک ضرب المثل چيني مي گويد: (( اگر برنامه اي يک ساله داري ، گندم بکار، اگر برنامه اي ده ساله داري ، درخت گردو بکار و اگر برنامه اي صد ساله داري ، مدرسه بازکن )).

با نگاهي گذرا به سير تحولات کشورهاي پيشرفته ي علمي- صنعتي در مي يابيم که اين گونه کشورها با آينده نگري دقيق و سرمايه گذاري فراوان در آموزش و پرورش خويش ، نيل به اهداف نهايي خود را تسهيل نموده اند.

ژاپن از جمله کشورهايي است که در امر آموزش و پرورش بسيار موفق بوده
و انظار عمومي ديگر کشورهاي جهان را به خود معطوف داشته است. اين کشور با دورنگري
 و دورانديشي زايدالوصفي برنامه ي صدساله اي را براي جامعه ي خويش پي ريزي كرده و در جهت دستيابي به آن از هيچ گونه تلاش و کوششي فروگذار ننموده است . اکنون و در آغاز هزاره ي سوم ، ژاپني ها برنامه و سناريوي خود را براي قرن آتي مدون کرده و امکانات و تجهيزات و وسايل
 و ايده هاي خويش را سامان بخشيده اند.

  اين که چرا و چگونه ملت ژاپن که محروم از منابع طبيعي است، با وجود موانع و مشکلات فراوان، هر روز بيش از پيش در جهان مي درخشد، پرسشي همگاني است. تقريباً تمامي مردم دنيا ژاپني ها را مي ستايند و از آنان در زمينه هاي مختلف الگو مي گيرند.

اين ملت که از جهت جسمي و خصوصيات فيزيكي ، هم رديف يا ضعيف تر از ديگر ملتها بوده، ظرف چند دهه با اعمال آموزش هاي صحيح، وزن و قد شهروندان خود را افزايش داده و در مسابقات ورزشي درخشيده است.

اين ملت که از نظر هوش و استعداد ذهني به مراتب                   
 پايين تر از بسياري ملتها بوده ، ظرف چند دهه گذشته در علم و تکنولوژي به اوج قدرت رسيده و حتي از آمريکا و اروپا پيشي گرفته است. آنچه که باعث پيشرفت و ترقي روزافزون ژاپني ها شده بي گمان نشآت گرفته از روحيات فردي و جمعي مردم و اعمال نظام صحيح آموزش و پرورش در اين کشور است.

سخت کوشي و خوداتکايي، صرفه جويي و قناعت، نظم و انضباط و استفاده ي صحيح از وقت از ويژگي هاي مثبت ژاپني ها محسوب مي شود . بسياري از کساني که از ژاپن بازديد داشته اند تحت تأثير اين روحيه قرار گرفته اند. همچنين توجه به نظافت و بهداشت در ميان خانواده هاي ژاپني  موجب گرديده که در مدارس، کودکان خود به تميز کردن مدرسه بپردازند و به اين جهت ، مدارسي که حداقل 2500 متر مربع مساحت دارد بيش از يک خدمتگزار ندارد.

ژاپني ها به کار گروهي بسيار بها مي دهند و مي توان گفت از عوامل بسيار مؤثر در پيشرفت ژاپن همين روحيه ي کار گروهي است. مردم ژاپن داراي وجدان کاري بسيار بالايي بوده، مصالح مؤسسه اي که به آن وابسته هستند را بر مصالح خويش ترجيح مي دهند.

تمامي اين روحيات مديون تعليمات و آموزش هاي انجام گرفته در سيستم آموزشي کارآ و اثربخش  ژاپن مي باشد. اصلاحات آموزشي در دوره هاي مختلف بنابر مقتضيات زمان، انعطاف پذيري و توجه به فعاليت هاي عملي و عيني در فعاليت هاي کلاسي ، از جمله مهم ترين ويژگي هاي ساختار آموزش و پرورش در اين کشور است. درايت و دورانديشي در تدوين اصول اساسي آموزش و پرورش و سعي بر اجراي يکايک آنها ، زمينه هاي موفقيت آموزش و پرورش ژاپن را فراهم كرده است.

استانداردهاي ملي براي تمامي سطوح مدرسه توسط وزارت آموزش و پرورش ژاپن انتشار مي يابد و بدين وسيله، کيفيت بالاي آموزش و پرورش در سطح کشور حفظ مي گردد، اين استانداردها شامل تأسيس مدارس، اندازه ي کلاس ها، مواد درسي، لوازم و تأسيسات و رسانه هاي آموزشي هر دوره مي باشد.

بودجه ي عمومي آموزش و پرورش از سه طريق به دست مي آيد: دولت، استانداري ها و شهرداري ها. هيچ نوع " ماليات آموزشي " در ژاپن وجود ندارد. با اين حال درصدي از عايدات مالياتي به امر آموزش و پرورش اختصاص مي يابد.

بررسی محتوای درسی ژاپنی ها نشان داده است ، برنامه درسی زاپنی ها در مقایسه باآمریکا و استاندراد های بین المللی خیلی مقتصدانه است ، به عبارتی ، ژاپنی ها می گویند « کم زیاد است » بر اساس سومین مطالعه بین المللی ریاضی و علوم ( timss ) کتاب علوم سال هشتم ژاپنی ها در مقایسه با 65 موضوع برای آمریکا در کلاس هشتم ، فقط 8 موضوع را پوشش می دهد .

کتاب درس ژاپنی ها خیلی خلاصه و بدون مطالب اضافی تدوین شده است . برای مثال کتاب علوم کلاس ششم در یک نیم سال تحصیلی دارای 60 صفحه در قطع بیست تا بیست و پنج سانتی متر است . در درس علوم کل مباحث مربوط به اهرم ها که به طور معمول در 12 ساعت کلاس درس ( هر ساعت 45 دقیقه ) تدریس می شود ، فقط در 10 صفحه کتاب دو قطع کوچک با جای خالی فراوان و عکس هایی مربوط به زندگی روزمره ی دانش آموزان که با تجربه های آن ها از اهرم ها در زندگی روزمره مانند در باز کن بطری ، انبر دست و .. است ، ارایه می شود .

دانش آموزان ژاپنی هریک از موضوعات درسی را به طور عمیق مطالعه می کنند .

معلمان مدارس ما ، از حجم زیاد کتاب های درسی شکوه دارند و به همین دلیل کمتر فرصت می یابند در طرح درس های خود فرصت هایی را برای تفکر و تعمیق یادگیری پیش بینی کنند .

در گردهمايي توکيو (1995)، نمايندگان بيش از بيست کشور صنعتي و در حال توسعه به اتفاق در مورد اهميت و نقش کليدي پژوهش هاي آموزشي در توسعه ي آموزش و پرورش تأکيد نموده اند. کشور چين، براي دستيابي به آموزش و پرورش كارآ و اثربخش ، فراهم ساختن دانش و اطلاعات براي فرآيند سياستگذاري، سازمان دهي اطلاعات طي فرآيند پژوهش هاي آموزشي و استقرار مباني نظري و فلسفي در زمينه ي آموزش را مورد توجه قرار داده است.

ايالات متحده نيز به کارگيري اصلاحات در کلاس درس، فعال کردن نظريه هاي يادگيري، افزايش ظرفيت نظام آموزشي، استقرار استانداردها و سنجش عملکردها، تجديد نظر در برنامه درسي و تخصصي شدن حرفه ي معلمي و تأثير فن آوري در يادگيري و آماده سازي براي اشتغال را از اهداف اصلاحات در آموزش و پرورش به منظور نيل به كارآيي و اثر بخشي هرچه بيشتر ، بر شمرده است.

انگليسي ها به صرف هزينه هاي زياد براي تغييرات دائم در نظام آموزشي شان مشهورند. با اين همه آنها هميشه از نظام آموزشي خود ناراضي اند و در نتيجه اين تغييرات را به طور دائم اعمال مي كنند. به عنوان مثال آخرين نظريه آنها اين است كه بايد از سن دو سالگي آموزش جدي را به كودكان آغاز كرد. نظام آموزش و پرورش ما هم از اين قاعده مستثني نيست. تاكنون بارها تغييراتي در شيوه كار آموزش و پرورش به وجود آمده و حالاكه با كم شدن تدريجي تعداد دانش آموزان ، هم از هزينه هاي آموزش و پرورش كاسته مي شود و هم كلاس ها كم جمعيت تر مي شود، بهتر مي توان به تحقيقات و پياده كردن تجربيات موفق ساير كشورها در نظام آموزش و پرورش پرداخت.

در مجموع، اگر چه اهداف آموزش و پرورش در سراسر جهان مشابهت زيادي دارند و در مواردي با يکديگر مرتبط هستند، با اين حال، براي مقايسه ميزان موفقيت هاي يکي نسبت به ديگري، نظر
برنامه ريزان به عوامل مختلف و از آن جمله روش هاي به کار رفته در ساختار نظام آموزشي کشورهاي مختلف جهان، جلب شده و بهره گيري از تجارب ساير کشورها در يافتن راه حل هاي اثر بخش براي دشواري هاي موجود آموزش و پرورش، اثرات مثبتي خواهد داشت.

 تمرکز زدايي :

با بررسي و مطالعه سير تحولات سازنده و توجه به تجارب و اندوخته هاي ساير کشورها در اعمال و استقرار شيوه هاي مديريت در سطوح مختلف نظام آموزشي و با ژرف انديشي نسبت به اصلاحات آموزشي، اين نتيجه حاصل مي شود که ديگر نبايد تجاربي را که سايرين به قيمت صرف زمان و سرمايه گذاري فراوان به دست آورده اند، به لحاظ عدم اطلاع ، مجددا" مورد آزمايش قرارداد.

شيوه اداره ي سيستم آموزش به صورت غير متمرکز و تفويض اختيار به استان ها، نواحي و مناطق يکي از اساسي ترين ويژگي هاي نظام آموزشي کارآ و اثربخش مي باشد. پيروي از چنين سياستي از فلسفه ي اجتماعي و تربيتي جوامع مختلف نشآت مي گيرد.

اصولاً اداره ي نظام آموزش و پرورش در کشورهايي که به شيوه غير متمرکز عمل مي کنند بر سه اصل مهم استوار است:

1- تفويض اختيارات وسيع به مقامات محلي آموزش و پرورش که اعضاء آن توسط مردم يا
مقامات ايالتي و استاني انتخاب مي شوند.

2- ترغيب و تشويق مردم، مؤسسات و انجمن هاي دولتي يا غيردولتي به منظور مشارکت در سرمايه گذاري و بهبود نظام آموزش و پرورش. 

3- اجتناب از امر و نهي صريح از طرف دستگاه مرکزي آموزش و پرورش در زمينه ي امور تربيتي مدارس و عدم تحميل نظرات دستگاه مرکزي در خصوص برنامه هاي درسي و سازمان مدارس، و نيز، شيوه تدريس و استخدام معلمان.

ما نیاز مند تحول و تنوع هستیم . ما به مدارسی جدید ... مدارس آینده ... و مدارسی بدون حصار نیاز داریم . بدون حصار نه به معنای معمول آن ، بلکه به معنای مدارسی که با جامعه و موسسات اطراف خود پیوند داشته باشد ، مدارسی که با زندگی مردم ، مراکز تولید ، افکار عمومی ، فرهنگ و رسانه ها مرتبط باشند . مدارسی که با موسسات دولتی ارتباط داشته باشند. مدارسی که فعالیت های خود را به عمق جامعه گسترش داده ، پذیرای هرگونه کمک و مساعدتی در راه آگاهی بخشی و پیشرفت علمی ملت باشند ... مدارسی که با گسترش و توسعه افقی ، با کارخانه ها ، کارگاه ها ، مراکز تحقیقاتی  ، خطوط تولید ، آثار باستانی ، موزه ها ، مزارع ، جنگل ها ، سواحل و هر نقطه دیگری ارتباط برقرار سازند ، مدارسی که با گسترش و توسعه عمودی از همه ی تجربه های بشری و تربیتی در همه ی کشور های جهان برای آگاهی بخشی استفاده کنند و چشم سر و دل خویش را به اینده ای دور ، با همه ی تغییرات و تحولات آن بدوزند و زندگی آینده را با همه ی نوآوری ها و شیوه های تازه ی آن به بحث و درس بگذراند ... مدارسی که در آن ها دیوار میان تدریس و واقعیت برداشته شود و زندگی علمی و نیاز های اجتماعی در آموزش و شیوه های آموزشی مد نظر قرار گیرند ... مدارسی پیشرفته در اهداف و محتوی و اسلوب .

    يكي از بزرگترين موضوعاتي كه آموزش و پرورش ما مي تواند به آن بپردازد ايجاد سيستم آموزش فعال در كلاس هاي درس است تا دانش آموز فكر كند، كار كند و معلم افكار دانش آموزان را هدايت كند. به عبارتي لازم است آموزش و پرورش از حالت حافظه محوري خارج شود.

واقعيت اين است كه بر اساس شيوه هاي جديد آموزشي دنيا، ديگر نظام هاي آموزشي انبوهي از اطلاعات ريز را آموزش نمي دهند و شيوه حافظه محوري را كنار گذاشته اند، بلكه توانايي حضور ذهن، تشخيص، انتخاب، استدلال و مشاركت را مي آموزند. در عصر جديد كساني كه مي خواهند وارد بازار كار شوند بايد توانايي مناظره، تمركز و گزينش اطلاعات را داشته باشند. به اين ترتيب از اين توانايي برخوردار مي شوند كه به عنوان مثال با رجوع به اينترنت اطلاعات مورد نيازشان را تامين كنند و خود را در هر زماني با مقتضيات حرفه خودشان و يا هر حرفه جديدي كه مي خواهند وارد آن شوند وفق دهند.

    مي توان آموزش كارآفريني را در كتاب ها گنجاند
    در كشور ما مدتي است كه كارآفريني اهميت زيادي يافته است و بسياري از دستگاه هاي دولتي و سازمان ها برنامه هايي را براي افزايش تعداد كارآفرينان تدارك ديده اند. منتها تجربه موفق ساير كشورها نشان مي دهد كه براي پرورش انسان هاي كارآفرين بايد مفاهيم مربوط به كارآفريني به شكل پر رنگي در كتاب هاي درسي گنجانده شود. مدت هاست كشورهاي پيشرفته به اين نتيجه رسيده اند براي اين كه نسل بزرگسال كارآفريني پرورش دهند، بايد آموزش كارآفريني را از دوران كودكي و نوجواني آغاز كنند. چراكه كودكي كه با پول و كسب و كار درست و شرافتمندانه آشنا مي شود، در آينده نيز انساني خلاق و پولساز خواهد بود. جامعه ما نيز به وجود چنين انسان هايي نياز مبرم دارد.
    ژاپن نخستين كشوري بود كه آموزش كارآفريني را از مدرسه شروع كرد. به اين ترتيب نوجوانان ژاپني در دبيرستان هاي اين كشور آموختند كه چگونه بايد در حين تحصيل كار كنند و از كار خود سود به دست آورند. آنها به اين ترتيب به جهش صنعتي كشورشان كمك كردند. اين تجربه و تجربه موفق ساير كشورها نشان مي دهد كه براي پرورش انسان هايي كارآفرين بايد مفاهيم مربوط به كارآفريني به شكل پررنگي در كتاب هاي درسي ايران نيز گنجانده شود.
    از طرف ديگر هم براي اين كه انسان هاي كارآفريني داشته باشيم، بايد به دانش آموزان كمك كنيم كه خلاقيت شان را حفظ كنند. روانشناسان مي گويند كه بيشتر كودكان زير ۵ سال ايراني خلاق اند ولي فقط تعداد كمي از آنها بعد از ۵ سالگي خلاقيت شان را حفظ مي كنند. اين به معناي آن است كه نحوه آموزش و پرورش كودكان ما صحيح نيست. ما در خانه و مدرسه ذهن كودكانمان را با اطلاعات از پيش تعيين شده پر مي كنيم و اين رويه را تا پايان دوران مدرسه ادامه مي دهيم. به اين ترتيب كودكان و نوجوانان ما توانايي كشف، اختراع، استنتاج و نيز قوه خلاقيت شان را از دست مي دهند. به اين ترتيب نمي توانيم چنان كه بايد افراد كارآفرين پرورش دهيم.
    ايراد نوع آموزش ما در اين زمينه اين است كه از پيش تعيين شده است. در حالي كه كودكان خودشان بايد به جست و جوي اطلاعات بپردازند و با محرك هاي گوناگون از جمله ارتباط با طبيعت، افراد و فيلم هاي مناسب مواجه شوند.

 توجه به خلاقيت فراگيران :

از ديگر ويژگي هاي مهم آموزش و پرورش کارآ و اثربخش اهميت دادن به تربيت خلاق و فضا سازي براي تعامل مخاطب با محيط به منظور عادت زدايي است و اين همان اصل ((تازگي معتدل)) در تربيت است که ژان پياژه از آن در فرآيند تقويت و تجدد ساخت هاي شناختي ياد مي کند. خلق موقعيت هاي جديد يادگيري، جادوي جاذبه ي ياددهي- يادگيري است، زيرا در پرتو همين موقعيت هاست که رخوت روزمرگي زايل مي گردد و فراگيران طعم زندگي واقعي و يادگيري معنادار را
مي چشند. به ويژه در جريان زندگي پيچيده ي امروزي که هر لحظه در حال نو شدن است
و خلاقيت و نوآوري، ضرورت استمرار زندگي فعال ، محسوب مي شود.

امروزه شعار ((نابودي در انتظار شماست مگر اين که خلاق و نوآور باشيد.)) ، پيش روي انسانها قرار دارد و آموزش و پرورش ، ترغيب به خلاقيت و نوآوري و همچنين هدايت و راهبري به سوي استفاده ي صحيح وجهتدار ازاستعدادها و توانايي هاي فردي را به عنوان امري مهم برعهده دارد که اين خود زمينه ساز توسعه ي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي در جامعه است.

در جهان كنوني ثابت شده است که استعداد ابداع و خلاقيت در نوع بشر به همان اندازه ي حافظه ،عموميت دارد و مي توان آن را با کاربرد اصول و فنون و روش هاي معين و صحيح و فراهم آوردن  شرايط محيطي مناسب ، پرورش داد.

اهمّ شرايط لازم جهت پرورش خلاقيت در دانش آموزان عبارتند از:

1- فراهم آوردن فضاي دوستانه و صميمي در کلاس درس و محيط مدرسه؛( دانش آموز در چنين فضايي، در زمينه ي خلاقيت هاي کلامي بيشتر رشد مي کند و تشويق مي شود.)

2- ارائه ي آموزش هاي لازم به فراگيران در مورد فکر کردن، تمرکز حواس، طرح سؤال و حل مسأله.

3- تقويت زمينه ي بروز تفکر سيال و طرح سؤالات ذهني از سوي فراگيران.

4- آشنا نمودن فراگيران با تصوير سازي ذهني.

با تحريک حس کنجکاوي، تفکر و ابتکار عمل در دانش آموزان، بازنگري بر محتواي مطالب درسي و به موازات آن بهره گيري از روش هاي فعال تدريس در دوره هاي مختلف تحصيلي، مي توان در خصوص پرورش قدرت خلاقه ي فراگيران گام هاي مؤثري برداشت.

    موضوع ديگري كه در آموزش و پرورش كشورهاي پيشرفته جدي گرفته مي شود اين است كه همه كودكان بايد دوره پيش دبستاني را بگذرانند. در مهد كودك هاي اين كشورها هم امكانات زيادي براي توسعه تفكر خلاق بچه ها ايجاد شده و براي هر گروه سني محيط هاي بازي و اسباب بازي هاي ويژه مهيا شده است. مهدهاي كودك در اين كشورها، پرورش خلاقيت هاي ذهني، مهارت هاي فيزيكي، مهارت هاي ارتباطي و گفتاري، خلاقيت و حس استقلال را هدف قرار داده اند. تمام اينها دست به دست هم مي دهد كه از كودكان امروز، افرادي با ايده هاي نو و كارآفرينانه به وجود بيايد. در نهايت اجباري شدن آموزش پيش دبستاني از نيازهاي مبرم نظام آموزش ما است.

توسعه منابع انساني در نظام آموزشي :

توجه به منابع انساني در آموزش و پرورش و در رأس آن ، عنايت خاص به "معلم" به عنوان عامل  اصلي در انسان سازي، کانون بحث آموزش و پرورش کارآ و اثربخش محسوب مي گردد. از اين رو برنامه هاي تربيت معلم ايستا و خطي ، پاسخگوي نيازهاي حرفه اي معلمي نيست و لازم است اين برنامه ها با برنامه هايي جامع و كامل و پويا جايگزين شود.

براي قرن بيست و يکم از معلمان به عنوان ((کارشناسان يادگيري اثربخش)) ياد شده است. چنين معلمي با برخورداري از توان تفکر عميق و انتقادي ، درباره ي اهداف و ارزش هاي آموزشي و برنامه هاي درسي مي انديشد، مشتاق ايجاد انگيزه و تشويق تک تک دانش آموزان است. در عين حال ، ميزان پيشرفت و نيازهاي يادگيري هر يک از دانش آموزان را به معناي وسيع مي سنجد، حتي اگر اين امر مستلزم صرف وقت خارج از برنامه ي رسمي مدرسه باشد. براي تحقق چنين پنداره اي متعالي، فرصت ها براي توسعه ي مداوم حرفه اي بايد فراهم گردد و منابع لازم بسيج شود. از اين ديدگاه، سرمايه گذاري در آموزش به معناي سرمايه گذاري در توسعه ي مداوم حرفه ي معلمي تعريف شده است.

اصولي که رعايت آنها در اين فرآيند ضروري شناخته شده ، عبارتند از:

1- توسعه ي حرفه ي معلمي ، امري مداوم ، مستمر و غيرقابل تعطيل است.

2- توسعه ي حرفه ي معلمي بايد خودگردان باشد ( اگرچه در مواردي، به ياري ديگران نياز است.)

3- توسعه ي حرفه ي معلمي به حمايت مناسب و منابع كافي نياز دارد.

4- توسعه ي حرفه ي معلمي هم به نفع مدرسه و هم به نفع معلم است.

5- استقرار كامل فرآيند توسعه ي حرفه ي معلمي ، به حسابرسي و ارزيابي مداوم نياز دارد.

به طور کلي در آموزش و پرورش به هيچ تحول علمي يا نوآوري مطلوب نمي توان دست يافت مگر اين که پيشاپيش در شيوه هاي کاري معلمان، به عنوان کارگزاران حقيقي نظام آموزش و پرورش ، تغييرات مناسب به وجود آيد. رمز سلامت و بالندگي نظام هاي تعليم و تربيت را بايد در سلامت، رشد و بالندگي معلم جستجو کرد.

سرمايه گذاري مادي و معنوي در تربيت معلم براي افزايش توان حرفه اي معلمان، بايد با عزمي راسخ صورت گيرد و به عنوان پشتوانه ي دائمي حرکت نسل ها به سوي تغيير و تحول به طور مجدّانه اي استوار گردد و نهادينه شود. همچنين توجه به مديريت آموزشي به عنوان منبعي براي سازماندهي فعاليت و تأمين نيازهاي آموزشي امري بديهي است.

    البته شرط موفقيت تمام اين برنامه ها معلمان هستند. معلمان بايد به طور مداوم آموزش ببينند و مطمئن شويم كه با علاقه وارد اين حرفه مي شوند زيرا تا زماني كه معلمان متحول نشوند، نمي توان اميدي به تغيير شيوه آموزش و پرورش داشت. حالاكه تعداد دانش آموزان كاهش يافته مي توان به بازآموزي معلمان پرداخت و حتي آنها را به خارج اعزام كرد و يا از استادان خارجي برجسته دعوت كرد تا به معلمان آموزش دهند و به تحول در نظام آموزش و پرورش كمك كنند.

ما به معلم متناسب با هزاره ی سوم نیازمند یم ، معلمی که نقش وی در سیستم آموزشی به طور بنیادین متحول گردیده است . معلمی که که دانسته های خود را حقیقت مطلق نداند .

معلمانی که استعداد ها و توانمند یهای دانش آموزان  را به خوبی کشف کرده ، نبوغ و شایستگی آنان را تشخیص دهند و در فرایند آموزش و تحقیق و دانش اندوزی ، که مسولیت آن را اساسا دانشجویان و دانش آموزان بر عهده دارند ، خود نقش واسطه ای فعال را بر عهده گیرند . معلمانی که ماموریت اصلی آنان در امر تدریس ، شناخت و آموزش شیوه های علمی و تعلیم روش تحقیق درست و جدید به فرزندان است .

ما به معلمانی نیاز داریم که با بسیج انرژی نهفته دانش آموزان ، به فعلیت در آوردن استعداد های آنان و تشویق و ترغیب آنان ، بتوانند وظیفه همراهی و راهنمایی انان را در راه رشد فکری ، برداشتن موانع گوناگون و غلبه بر مشکلات داخل و خارج از مدرسه بر عهده گیرند و دانش آموزانی را تربیت کنند که با شناخت زمان حال و آینده ، به کشف حقایق و دانش اندوزی بپردازند و هستی و خویشتن و آینده را درک کنند و با کسب علم و معرفت ، فرصت ها را غنیمت شمرند .

بايد به اين نکته اساسي توجه داشت که در اغلب نظام هاي آموزشي موفق و کارآمد ، توجه به نيازهاي آتي، تحريک کنجکاوي و طرح سؤال در ذهن دانش آموزان، جايگزين توجه به رفع نيازهاي موجود، ارضاي کنجکاوي و حل مسأله شده است، زيرا به قول مولانا:

((آب، کم جو، تشنگي آور به دست                            تا بجوشد آبت از بالا و پست))

بزرگترين اشتها آور گرسنگي است و اگر اين گرسنگي و تشنگي در قالب کنجکاوي علمي و عقلاني ظاهر شود و افزايش يابد، چنين نيروي محرکه اي، قوه ي رشد و تعالي دانش آموزان را به حرکت و پويايي مداوم وا مي دارد.

نوانديشي و نوجويي دانش آموزان مستلزم حضور فعال و مستمر آنان در فرآيند ياددهي- يادگيري است و اين حضور فعال به عنوان يک مقوله ي مهم و با ارزش محسوب مي شود، به نحوي که غايت آموزش و پرورش، افزايش ميل به دانستن در فراگيران و عميق تر نمودن کنجکاوي آنان است.
 در اين کنش و واکنش، پيشروي تک تازانه و برتري سود گرايانه نهي شده و به جاي آن همدلي
و همراهي با ديگران و رجعت به ارزش هاي انساني مورد تأييد قرار گرفته است.

در اين زمينه انيشتين اظهار مي دارد که:

((دانش آموزان را تشويق نکنيم که دست يابي به موفقيت هاي مرسوم را هدف زندگي خود قرار دهند. زيرا در نگرش کنوني جامعه، معمولاً کسي را موفق مي دانند که بتواند بيشتر از هم نوعان خود جلو بيفتد...)).

ما با ید برای مواجهه با مسائلی که تا کنون با آن روبرو نشده ایم نسخه هایی از پیش آماده در اختیار نداریم ، ولی می توانیم کلید شناخت را به فرزندان خود بدهیم ، شیوه های تحقیق را به آنان بیاموزیم آنان را با مهارت های لازم برای برقراری ارتباط و توانایی تصمیم گیری صحیح آشنا سازیم و خلاصه سخن آنکه ، می توانیم آنان را به امکانات لازم برای آینده ای که با جهان ما تفاوت دارد مجهز سازیم .

محيط هاي آموزشي :

ويليام گلاسر در کتاب " مدارس بدون شکست " اظهار مي دارد که مدارس، موفق نشده اند راه کسب هويت را با استفاده از نيازهاي احساس مسوؤليت و احساس ارزشمندي به کودکان بياموزند. وي شکست را از يك سو در ((مبادله ي محبت)) و از سوي ديگر در ((کسب احساس ارزشمندي)) خلاصه کرده است و مدرسه را کانون مهمي براي جلوگيري از اين دو نوع شکست مي داند و لزوم و چگونگي مشارکت مدارس در ارضاي نياز محبت دانش آموزان و مهم تر از آن فراگيري شيوه ي تفکر و حل مشکلات را علاوه بر علم در ارضاي نياز به احساس ارزشمندي به طور مفصل مورد بحث و بررسي قرار داده است. اين موارد مربوط به جو عاطفي محيط هاي آموزشي و نوع روابط حاکم در مدارس مي باشد.

شرايط فيزيکي محيط آموزشي نيز در کنار شرايط عاطفي در کارايي و اثربخشي نظام اموزش و پرورش ، نقش مهمي را ايفا مي کند. امروزه شرکت هاي بزرگ با استخدام متخصصان ((مهندسي و مديريت منابع انساني)) و صرف مقادير زيادي از وقت و هزينه، در پي حصول اين اطمينان هستند که آيا محيط فيزيکي – ساختاري آنها براي فعاليت كاركنان شان مناسب است يا خير.

به همين ترتيب در طراحي فضاهاي آموزشي بايد ترتيبي داده شود که موجبات تسهيل درامر تفکر انتقادي و يادگيري فعال فراهم گردد. در حال حاضر و علي رغم ورود به قرن بيست و يکم ، با قدم گذاردن به کلاس هاي درس در بسياري از محيط هاي آموزشي ايران ، شاهد عدم مطلوبيت و نقايص ساختاري آنها هستيم. براي مثال ،همچنان  در اغلب مدارس ، صندلي ها يا نيمکت ها در يک صف مستقيم پشت سر هم قرار دارند، به طوري که دانش آموزان صرفا" بتوانند معلم را ببينند بدون اين که قادر به ديدن تمام هم کلاسي هاي خود باشند و فرض بر اين است که صرفا" معلم منبع تمام انديشه ها و تفکرات مهم است.

در کلاس هاي کوچک، مي توان وضعيت را به نحوي اصلاح نمود و باعث تبادل افکار بين دانش آموزان گرديد. ميزها و صندلي ها را مي توان به شکل هاي دايره اي، چهارگوش، يا نيم دايره مرتب کرد و از اين طريق، حس مشاركت دانش آموزان در "فرآيند ياددهي- يادگيري" را تحريك و تقويت نمود. هدف اصلي بايد اين باشد که دانش آموزان قادر باشند تا  ضمن تحرك در جاي خود ،گروههاي کوچک چهار تا شش نفره تشکيل دهند و توسط معلم، در قالب محيطي دلپذير ، به سمت يادگيري هرچه بهتر هدايت شوند. مي توان گفت بهترين محيط کلاس درس، محيطي است که در آن دانش آموزان به مهماناني شبيهند که از آنها به خوبي استقبال مي شود و معلمان به منزله ي ميزبانان مهمان نواز عمل مي کنند.

از نظر شادابي و نشاط محيط يادگيري در سال هاي اخير مباحثي مطرح و خوشبختانه گام هاي موثري برداشته شده است، اما نياز به پي گيري و جديت بيشتري احساس مي شود. در اين رابطه، نقش مديران مدارس، بسيار اساسي است زيرا يک مدير مي تواند با در نظر گرفتن سلايق و نيازهاي دانش آموزان تغييراتي را در محيط مدرسه ايجاد نمايد به نحوي که دانش آموزان احساس رضايت کنند و دلبستگي بيشتري به حضور در محيط مدرسه داشته باشند.

فناوري اطلاعات :

 قرن بيست و يکم، قرن دانايي است. به عبارت ديگر، قرن تغيير از جامعه ي صنعتي به جامعه ي فراصنعتي يا جامعه ي اطلاعاتي است. با رشد و گسترش فناوري اطلاعات، دارائي هاي ناملموس به ويژه دانش و دانايي، نقش خود را پر رنگ تر کرده و باعث ايجاد ارزش افزوده مي گردد.

اگر فرهنگ ياددهي- يادگيري در نظام آموزشي تحول نپذيرد نه تنها ورود فناوري اطلاعات به اين نظام ، هيچ گونه تغيير و تحولي را ايجاد نخواهد کرد بلکه به تقويت سنت هاي محافظه کارانه ي آموزش خواهد انجاميد زيرا اين فناوري اطلاعات نيست که به تنهايي موجب تغيير مي شود بلکه اين انسان ها هستند كه عامل اصلي تحول ، تلقي مي گردند.

توسعه ي فناوري اطلاعات در نظام آموزشي کارآمد، نه فقط يک انتخاب بلکه يک ضرورت غير قابل انکار است و گام مهمي در اصلاحات نظام هاي آموزشي محسوب مي گردد.

همان گونه که پيش تر اشاره شد، کاربرد فناوري در آموزش و پرورش بايد به نحوي انجام گيرد که تعاملات انساني مخدوش نگردد و تعليم و تربيت صرفا" در قالب استفاده از پاره اي دستگاه ها و وسايل مکانيکي خلاصه نشود

 

منابع:

1-بها الدین ، حسین کامل (2003). ملیت در جهان بی هویت . ترجمه حجت رسولی . تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی

2- احمدیان راد (1387).عصر دگرگونی ها در آموزش و پرورش . روزنامه ایران ، شماره 4043 . سه شنبه 16 مهر

3- آقا خانی ابراهیم . ویژگیهای آموزش و پرورش کارا و اثر بخش. www.roshdmag.ir/documents/document/14206/14207/portal.aspx

4- حوریزاد بهمن .(1385) . غنی سازی فرهنگ آموزش . تهران . نشر لوح زرین

+ قلمی شد در  یکشنبه پنجم آبان 1387   توسط امرالله دهقان  |